حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

120

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

به صاحب ركن و يمين حجر الاسود خواهد ، اين صحيح است . نبينى كه چون ذكر ميثاق ياد كرد ؟ در حديث است كه « كتاب ميثاق را حقّ سبحان در ميان حجر اسود نهاد » يا اسرافيل خواهد ، يا جبرئيل ، يا ابراهيم ، يا اسمعيل ، يا مصطفى ( ص ) . يمين ، يمين كعبه است يا يمين عرش ، يا يمين حق ، و آن صفت قدرت و علم خاص است . امّا حديث ميثاق ارواح پيش از اجساد قول حق است « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ » « 1 » به حروف ملك و ملكوت سخن گفتند ، و آن حروف حروف كلام است و حروف حق اسرار ربوبيّت است و آن علوم اسماء و صفات است كه از غيب ، حكم آدم را تعليم كرده ، « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ » « 2 » و اين كلمات قضا و قدر در حرف لوح محفوظ نموده بود ؛ يا سطر حق كه بر جبين عرش است . توحيد ، صفت ايشان است ، تنزيه صفت حق ؛ قدمش از حدثان مفرد است . پيش از آزال و آباد به خود قايم بود . آزال و آباد مضمحل است در تحت عزّت قهر او . ايمان به غيب همچون نظر به مشاهده است . آن‌كس كه در اين عالم در سرّ كشوف به چشم يقين او را بديد ، به شناخت ، چنانچه اسد أجمه عزّت گفت « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 3 » محمود است به زبان انوار در آباد . اجساد مصوّر كرد ، و ارواح بدان مركب معترف كرد به نعمت خود ، ايشان را به كرسى نور بنشاند ، در حجال « 4 » جبروت اكبر . [ روايت ] 15 از مملوك بصير « 5 » از ملك شاخص ، از مالك متدبّر ، از حىّ سميع بصير ، روايت كند كه

--> ( 1 ) . اعراف ، آيه 171 ؛ هنگاميكه پروردگارت از فرزندان آدم پيمان گرفت . ( 2 ) . بقره ، آيه 29 ؛ و به آدم اسامى را آموخت . ( 3 ) . اگر پرده‌ها فرو افتد ، بر يقين نيفزايد . اين حديث به على ( ع ) و عامر بن قيس تميمى منتسب است . منابع ديگر شرح التعرف ، ص 317 ، رساله قشيريه ، ص 271 ، تمهيدات ، ص 71 ، تذكرة الاولياء ، ص 319 ، عوارف المعارف ، ص 37 ، مقالات شمس ، ص 115 ، مرصاد العباد ، ص 57 ، فيه ما فيه ، ص 47 ، كاشف الاسرار ، ص 101 ، مكاتبات اسفراينى با علاء الدوله سمنانى ، ص 44 ، مصباح الهداية و مفتاح الكفاية ، ص 39 ، مناقب العارفين ، ص 60 ، كشف الحقايق ، ص 126 . ( 4 ) . حجال : ابريق ، درخشندگى . ( 5 ) . مملوك بصير : بنده بينا ، بنده زيرك و باهوش ، بنده بينا و دانا ، روشن‌بين ، روشندل .